این نمایش را می توانید حداقل با ۸ کودک و حداکثر با ۱۶ کودک تمرین کرده و اجرا کنید.
شخصیت های نمایش: ملکه طبیعت، رنگ سبز، رنگ آبی، رنگ زرد، رنگ زرد، رنگ نارنجی، رنگ قرمز، رنگ بنفش، باران، تا ۸ نفر نقش کودک.
ملکــه ی طبیعــت در جنــگل زیــر درخــت نشســته اســت. همـه ی رنـگ هـا دور و بـرش بـازی مـی کننـد. رنـگ سـبز و رنـگ آبـی شـروع بـه داد زدن مـی کننـد.
رنگ آبی: این درست نیست!
رنگ سبز: بعله که درسته! ( مـادر طبیعـت مـی ایسـتد و بـا صـدای نرمـی شـروع بـه حــرف زدن مــی کنــد)
ملکه طبیعت: مشکل چیه؟ ( رنگ آبی و رنگ سبز به او نزدیک می شوند)
رنگ آبی: اون میگه که از من بهتره! این درست نیس!
رنگ سبز : بعله که درسته!
ملکـه طبیعـت : ( خطـاب بـه رنـگ سـبز): چـرا همچیـن چیـزی مــی گی؟
رنـگ سـبز: چـون…. چونکـه… بـه اطـراف نـگاه کـن! چمـن هـا و درخـت هـا سـبز هسـتن! مـن مهـم تریـن رنـگ هسـتم!
ملکه طبیعت: همه ی شما مهم هستید.
رنـگ آبـی: ( وسـط حـرف او میپـره) مـن مهـم تریـن رنـگ هســتم! بــه آســمان نــگاه کــن! آبیه!همــه دریاچــه هــا و رودخونــه هــا هــم آبــی هســتند!
رنـگ زرد: نـه! مـن مهـم تریـن رنـگ هسـتم! بـه خورشـید نـگاه کـن! خورشـید زرده!
ملکـه طبیعـت: اوه، فرزنـدان مـن. وجـود همـه شـما لازم و ضروریـه.
رنـگ نارنجـی: ببخشـید، امـا مـن هـم مـی خـوام یـه چیـزی بگـم!
ملکه طبیعت: بله، عزیزم.
رنــگ نارنجــی: مــن رنــگ غذاهــای ســالم مثــل هویــج و پرتقــال هســتم!
رنگ آبی: تو خیلی خسته کننده ای!
رنــگ نارنجــی: مــن زیباتریــن رنــگ هســتم، مــن رنــگ پاییــزم!
رنگ قرمز: سلاااام!!!! من اینجام! منو نگاه کنین! من زیباتریـن رنـگ هسـتم! مـن رنـگ عشـقم! ( قلبهـای قرمـز کاغـذی بـه سـمت حضـار پـرت مـی کنـه)
رنگ بنفش: می تونم یه چیزی بگم؟
ملکه طبیعت: البته!
رنگ بنفش: من رنگ پادشاهان و ملکه ها هستم!
ملکـه طبیعـت: شـما اصـلا بـه حـرف مـن توجـه نمـی کنیـد! مـن بـه کمـک نیـاز دارم!
( صــدای یــک رعــد و بــرق بلنــد میــاد. روی صحنــه بــاران مــی بــارد. رنــگ هــا از تــرس خــم میشــوند و کمــی جمــع میشــوند. و بعــد بــه هــم نزدیــک مــی شــوند)
بـاران: همـه شـما خیلـی اشـتباه مـی کنیـد کـه بـا هـم مـی جنگیـد! شـما نمـی دانیـد کـه همـه ی شـما متفـاوت امـا مهـم هسـتید؟!
همه رنگ ها: ما متاسفیم.
بـاران: حـالا، دسـتهاتون رو بـه هـم بدیـن و بـه طـرف مـن بیایــن
( رنــگ هــا بلنــد میشــن و دستاشــون رو بــه هــم میـدن) بعـد از بـارون همـه میتونـن یـه رنگیـن کمـان زیبـا تـوی آسـمون ببینـن. ( کودکان وارد صحنه می شوند)
کـودک 1: اوه نـگاه کنیـن! مـن مـی تونـم یـه رنگیـن کمـان تـو آسـمون ببینـم!
کودک 2: رنگین کمان همیشه بعد از بارون ظاهر میشه!
کودک 3:نگاه کنین! رنگین کمان خیلی زیباس!
کودک 4: من عاشق رنگها هستم!
کودک 5: من می تونم 7 رنگ مختلف رو ببینم!
کودک 6: همه رنگ ها با هم دوست هستند!
کودک 7: من یه شعر درباره اونا بلدم!
کودک8: بیاین بخونیم با هم!
(همـه ی کـودکان مـی تواننـد بـا هـم یـک شـعر مربـوط بـه رنگیـن کمـان را بخواننـد.)
امین پردازش